جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
857
تحفة الملوك ( فارسى )
ايشان دورى بنماييد در دلهاى خودتان . و مخفى نماناد كه اين نوع از سلوك طريقهء حسن معاشرت است نه نفاقى است كه مذموم است ، و در اين خصوص ، احاديث بسيار سابقا ايضا ذكر شده است . پس بايد كه صداقت نكند و اعتماد ننمايد مگر با كسى و بر كسى كه تجربه او را در احوال مختلفه ، مثل حال يسر و عسر و رضا و غضب و عزل و نصب و سفر و حضر او ، نموده باشد و او را مستقيم در مودت و صداقت ديده باشد . و از اينجا است كه وارد شده است كه كسى كه سه مرتبه بر تو غضب بنمايد و در حق تو شر و بد نگويد ، پس او را از براى خود صديق بدان . « 1 » و از بعضى از مشايخ رسيده است كه كسى را كه مىخواهى كه با او مصادقه بنمايى ، پس غضب بر او بنما و بعد از آن ، يكى را در خفا بفرست تا آنكه از احوال و اسرار تو از او سؤال نمايد ، پس اگر امر را بر تو مكتوم داشت و به غير از خير در حق تو ديگر چيزى نگفت ، پس با او مصادقت بنما و الا فلا . و بايد ايضا كه رعايت حقوق خود را از مردمان طمع ننمايد كه طمع كاذبى است و ظفر به او نخواهد يافت . و از اينجا است كه وارد شده است كه « ليس من الانصاف مطالبة الاخوان بالانصاف » « 2 » . و طمع در آنچه در دست ايشان است ايضا نكند كه به او نخواهد رسيد و از ايشان به او مذلت و خوارى خواهد رسيد . و عتاب بر كسى كه حاجت او را به جا نياورده است ايضا ننمايد و الا امر به طول و به عداوت مىانجامد . و اگر از ايشان كرامت و خيرى را ببيند هرآينه از خداوند بداند و حمد او را بنمايد ، و اگر شر و مكروهى را بچشد ، پس امر آنها را به خداوند واگذارد و از شر ايشان هميشه برحذر باشد و پناه به خداوند بياورد . و در امورى كه حق است با آنها شركت بنمايد و در آنچه باطل است ، تغافل و هجرت نمايد . و اگر حق و باطل درهم باشند ، پس به سبب باطل از گزاردن حق در نگذرد . و در حديث است كه جناب امام محمد باقر عليه السّلام حاضر شده بودند در نزد جنازهء مردى و عطاء بن ابى رياح ، كه از جملهء علمايى بود كه بنى اميه او را تعظيم و تكريم بسيار مىنمودند و چنانكه در تاريخ ابن جوزى است اعور و
--> ( 1 ) . صدوق ، امالى ، ص 532 ، مجلس 95 ، ح 7 و تحف العقول ، ص 271 . ( 2 ) . طوسى ، امالى ، ص 279 و 280 ، رقم 537 / 75 .